{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشــم هایش خودِ "ماجــرا" بود ؛

چشــم هایش خودِ "ماجــرا" بود ؛


نمیشد درگیرِ این "ماجرا" نشوم...🙄
دیدگاه ها (۵)

جمعه از لحظه ی لبخند سحرتا خود شب...بوی دیماه غریبانه ی بم م...

یکم بی رحمانه است اما...امیدوارم این رئیس جمهورِ جدیدِ بلادِ...

اَز بَس که دوستت دارمفکر میکنمدیگر هیچ دوست داشتنیهَمرَنگ...

شب از نیمه که بگذردکارهای زیادی هستکهباید انجام بدهممثلامسوا...

دوروغ بود..چشم هایش این را نمی گفت.#جواهر_بخش_ای#Anders_Asht...

در تماشای تو قانع نشوم من به دو چشم-الی#شهریار #عکس_نوشته #ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط