{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پلکهای ابریشمیت را بگشا؛

پلکهای ابریشمیت را بگشا؛
که پرنده های خیس باران خورده،نغمه زندگی میخوانند
و بنفشه زارهای مخملی را شور بخشیده اند
دیدگاه ها (۱)

ما به اندوه هایمان آب و دانه دادیم پرنده شدند...پرشان دادیم ...

از میان مرغان مهاجر آنکه درانتهاست …شاید ضعیف ترین باشد ، ام...

این جهان فنجانزندگی چون چایی عشق چون حبه قندکه اگر حل نشود د...

بــرگرد که بـعد از تــو نــگاهم نـــگران استچـون بــرگ درختی...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

فنچ، جواهری کوچک و پرجنب‌وجوش در دنیای #پرندگان است. او با آ...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

فنچ‌ها، جواهرهای کوچک و پرتحرک #طبیعت ، با آوازهای #دلنشین و...

رمان تهیونگ و جنی

خیال بباف، نفس بکش، #کتاب بخوان، ذوق کن. به هر شکلی که می‌شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط