آنچه پيش آمده ديگر گذشته است
آنچه پيش آمده ديگر گذشته است
گريه نكن كه قِصه ی معجر گذشته است
گوشم اگر كه پاره شده خوب ميشود
ديگر زمان غارت زيور گذشته است
من حرفِ خاتم يمنت را نميزنم
تو هم بگو كه حرف گُل سر گذشته است
چادر عبا ، عمامه ي تو روسری من
هرچه گذشته است برابر گذشته است
گفتم به عمه ام پیِ غسّاله ای رود
كار از طبيب و مرهم و بستر گذشته است
امشب به غُسل، گيسوی من خيس ميشود
آن گيس كه ز شانه ی اكبر گذشته است
اصلاً بيا و صحبتمان را عوض كنيم
هر آنچه پيش آمده ديگر گذشته است...
گريه نكن كه قِصه ی معجر گذشته است
گوشم اگر كه پاره شده خوب ميشود
ديگر زمان غارت زيور گذشته است
من حرفِ خاتم يمنت را نميزنم
تو هم بگو كه حرف گُل سر گذشته است
چادر عبا ، عمامه ي تو روسری من
هرچه گذشته است برابر گذشته است
گفتم به عمه ام پیِ غسّاله ای رود
كار از طبيب و مرهم و بستر گذشته است
امشب به غُسل، گيسوی من خيس ميشود
آن گيس كه ز شانه ی اكبر گذشته است
اصلاً بيا و صحبتمان را عوض كنيم
هر آنچه پيش آمده ديگر گذشته است...
- ۲۳۶
- ۰۷ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط