{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار من مرا بگذار و بگذر

بهار من مرا بگذار و بگذر
    رهایم کن برو دلدار و بگذر
    من عادت می کنم اینجا به غمها
    مرا پر کن از این اجبار و بگذر…
دیدگاه ها (۱۴)

آدمک خسته شدي از چه پريشان حالي؟ پاسي از شب که گذشته است چرا...

باز هم مثل همیشه که تنها میشوم ، دیوار اتاق پناهم میدهدبى پن...

حتی دوباره لبخند زدن هم دل میخواهد که من دیگر ندارم !

من ماندم و حلقه طنابی در مشت    با رفتن تو به زندگی کردم پشت...

در قلب عاشقمپرستوے من تویـےمےآیـے بهار مے شوم مے روے پاییزمع...

جانان مرا بگویید بیا مراراهی کنز این شهر تو مرازاری کندر این...

صدا بزن مرامهم نیست به چه نامیفقط میم مالکیت را آخرش بگذارمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط