{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟
بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟
.
آرزو داشتم این بار... به تو تکیه کنم
پیشِ من باشی و بر شانه ی تو گریه کنم
.
پیش من باشی و جز تو، به جهنم برود
اصلا از حافظه ام عالم و آدم برود
.
آمدم از نفَست کام بگیرم اما...
لحظه ای با لبت آرام بگیرم اما...
.
جای اسمت به سه تا نقطه رسیدم ای وای
در جهانم اثری از تو ندیدم ، ای وای
دیدگاه ها (۳)

قهرمان غزلیات منی ...می دانی ...؟لا به لای غزلم درد مرا ...م...

بمون ولی به خاطر غرور خسته ام بروبرو ولی به خاطر دل شکسته ام...

چشمای بستۀ تو رو با بوسه بازش میکنمقلب شکستۀ تو رو خودم نواز...

دلم برای یه نفر تنگ شده .........دلم برای تو...آیا دل تو هم ...

می‌نویسم به یاد آخرین دست نوشته هایم که کاغذ‌هایم همانند دشت...

اهم، شب شد و من دوباره دیوانه شدم. متنی برای قند عسلم نوشتم😀...

part 4 طراحی برای انتقام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط