با همین فاصله هم از تو اگر دورترم
با همین فاصله هم از تو اگر دورترم
میشود گفت که با فکر تو من جورترم
دوری ات درد بزرگیست، خودم می دانم
شده ام چشم پر از اشک، که منظور/ ترم
در تب و تاب تو دلشوره مرا خواهد کشت
مثل دریای خزر، بلکه از آن شورترم
گاه یک جمعه ی غمگین و هوایی سردم
گاه از جشن و دل شاد تو مسرورترم
تو که مختاری و هر کار کنی، آزادی
من ولی زوری و انگار که مجبورترم!
از پلنگی که شبی رفت به جنگیدن ماه
میشود خوب ببینی که چه مغرورترم!
فکر کردی که چرا بی تو شدم دیوانه؟
اینکه بی دست تو از هر گره ای کورترم!
میشود گفت که با فکر تو من جورترم
دوری ات درد بزرگیست، خودم می دانم
شده ام چشم پر از اشک، که منظور/ ترم
در تب و تاب تو دلشوره مرا خواهد کشت
مثل دریای خزر، بلکه از آن شورترم
گاه یک جمعه ی غمگین و هوایی سردم
گاه از جشن و دل شاد تو مسرورترم
تو که مختاری و هر کار کنی، آزادی
من ولی زوری و انگار که مجبورترم!
از پلنگی که شبی رفت به جنگیدن ماه
میشود خوب ببینی که چه مغرورترم!
فکر کردی که چرا بی تو شدم دیوانه؟
اینکه بی دست تو از هر گره ای کورترم!
- ۵۸۱
- ۱۸ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط