{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مینویسم غزلی باز به اصرار دلم

مینویسم غزلی باز به اصرار دلم
مدتی هست شدم سخت گرفتار دلم
گریه می خواهد و من باک ندارم که چطور
بتوانم بزنم دست به انکار دلم
تو که رفتی همه شهر مرا پس زده اند
بعدِ تو هیچ کسی نیست خریدار دلم
من که اصلا به درک فکر دلم باش عزیز
بوسه بر دار تو از گونه تبدار دلم

واژه کم آمده است حیف دلت نرم نشد
میروم تا بشوم باز عزادار دلم ...
دیدگاه ها (۱)

رو می کنم به عکس تو با چشم زارِ خویشمی گـــویمش ز قصه ی دنبـ...

آمدی تنـــــها نباشم حیف تنـــــها تر شـــدماز یقیــــن گفتی...

‌ 💛 💜 💚 قشنگ.ترین ثانیه… لحظه ے بوسیـ.ـدن پیشـ.ـانـے ڪسـے ...

عــــــــــشـــــق...همیشـــــہ ازاولش "عشـــــق" اســـــت....

پارت نهم گوشه ای از تاریکی ............ـمکان فعلی:خونه دازا...

خون و عسل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط