وقتی شقایق مرد ،

وقتی شقایق مرد ،
گلهای باغ همه ماتم گرفتند
و از جویبار خواستند
برای گریستن ،
به آنها چند قطره آب قرض دهد .
جویبار آهی کشید و گفت :
آن قدر شقایق را دوست داشتم
که اگر تمام آبهای من به اشک تبدیل شود
و آنها را برای مرگ شقایق بریزم ،
باز هم کم است...
گلها گفتند : راست می گویی ،
چگونه ممکن بود با آن همه زیبایی ، شقایق را دوست نداشت ؟
جویبار پرسید : مگر شقایق زیبا بود؟
گلها گفتند :
شقایق غالباً خم می شد
و صورت زیبای خود را در آب شفاف تو می دید ،
پس تو باید بهتر از هر کس بدانی
که شقایق چقدر زیبا بود .

جویبار گفت :
من شقایق را برای این دوست می داشتم
چون وقتی خم می شد و به من نگاه می کرد ،
من میتوانستم زیبایی خود را در چشمان او تماشا کنم....
دیدگاه ها (۱)

ترامپ :آنها می‌خواهند فوراً تنگه هرمز را باز کنند. می‌دانید ...

من قبلا فکر میکردم زیباترین ادم یعنی کسی که چشم های قشنگی تر...

🤲 خدایا لحظه مرگ را بر ما آسان بفرماهنگام مرگ، حضور فرشتگان ...

✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی🌺🌱🌻🌱🌻🌱🌺🌱🌻🌱🌻🌱🌱 #پندانه ✅ دوست دا...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

روزهای بسیار دور ؛ پیرزنی بود که ؛ هر روز با قطار از روستا...

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

حل معمای جعبه گلبرگ Petal box puzzle پیتر کانهام، معمار محیط...

مـثــلـاً ، دویـدنِ انـگـشـتـانـت روی پـوسـتِ کـمـرش ...،مـث...

چگونه و به چند روش میتوانیم قدردانی و شکرگذاری کنیم?

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط