شاداب چون بهارانزیباتراز ستارهنمناک تر ز بارانوقتی ز ره رسیدیتا دیدمت خرامانهمچون پری رمیدیشادو سرمست بودیناگه چو یک پروانهپرکشیدی پریدیپژمرده بودم از غمنمی رسیدی از رهخزان مرده بودمبرمن شدی سرودیتا لب گشودم یکجاجان ودلم ربودی