{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی، گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش ب

روزی، گوساله ای باید از جنگل بکری می گذشت تا به چراگاهش برسد، گوساله ی بی فکری بود و راه پر پیچ و خم و پر فراز و نشیبی برای خود باز کرد!

روز بعد، سگی که از آن جا می گذشت از همان راه استفاده کرد و از جنگل گذشت. مدتی بعد، گوساله راهنمای گله، آن راه را باز دید و گله اش را وادار کرد از آن جا عبور کنند!

مدتی بعد، انسان ها هم از همین راه استفاده کردند : می آمدند و می رفتند
به راست و چپ می پیچیدند،
بالا می رفتند و پایین می آمدند،
شکوه می کردند و آزار می دیدند و حق هم داشتند، اما هیچ کس سعی نکرد راه جدید باز کند!

مدتی بعد آن کوره راه، خیابانی شد!
حیوانات بیچاره زیر بارهای سنگین، از پا می افتادند و مجبور بودند راهی که می توانستند در سی دقیقه طی کنند، سه ساعته بروند، مجبور بودند که همان راهی را بپیمایند که گوساله ای گشوده بود ...

سال ها گذشت و آن خیابان، جاده ی اصلی یک روستا شد، و بعد شد خیابان اصلی یک شهر
همه از مسیر این خیابان شکایت داشتند،
مسیر بسیار بدی بود!

در همین حال، جنگل پیر و خردمند می خندید و می دید که انسان ها دوست دارند مانند کوران، راهی را که قبلا باز شده، طی کنند و هرگز از خود نپرسند که آیا راه بهتری وجود دارد یا نه؟

قصه هایی برای پدران، فرزندان، نوه ها
پائولو کوئلیو
دیدگاه ها (۶)

همه‌ی چیزهای با ارزش در زندگی از طریق فائق آمدن به تجربه‌ی م...

ده سال آینده،مطمئن شو که بتونی بگیزندگیتو انتخاب کردی...نه ک...

اگر میخواهید بدانید کشوری توسعه میابد یا نه اصلا سراغ فناوری...

مردان بزرگ صنعت ایران...‍ نمایندگی خودکار بیک فرانسه را گرفت...

🏠 چرا خانه‌های سانفرانسیسکو کج به نظر می‌رسند؟! 😳🌉اگر عکس‌ها...

پاسخ تهدید، عقب‌نشینی نیست؛ آمادگی برای جنگ استدر [صدر اسلام...

پاسخ تهدید، عقب‌نشینی نیست؛ آمادگی برای جنگ استدر [صدر اسلام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط