{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ¹

ات ویو

خریدام و کردم و رفتم خونه که جلوی در با چند تا کفش مواجه شدم کسی خونمونه؟ در و باز کردم
+ سلام؟
م.ا: عا دخترم اومدی بیا خالت اینا اومدن
+عه؟
رفتم تو حال
+سلام به همگی
.... سلام
+عام مامان میرم بالا لباسم و عوض کنم
م.ا:برو عزیزم
لباسم و عوض کردم موهامو بالا بستم
رفتم پایین که در خونه رو زدن
+من باز میکنم
رفتم ردو باز کردم که بله جونگ کوک بود :)
+سلام
-سلام
+بیا تو
-بغلم نمیکنی؟
+ها؟
-بلخره بعد چند ماه دیدمت
+بیا تو
داشتم میرفتم که از پشت بغلم کرد
-دلم تنگ شدن بود دختر خاله!
+منم عای خفه شد
از بغلش اومدم بیرون رفتیم تو حال
م.ک: ها کوک تویی
-سلام به همگی
گرفت نشست منم به مامانم توی سفره چیدن کمک کردم ....

شب شده بودو هنوزم اینجا بودن انگار رفتنی نیستن
م.ا : ات
+بله
م.ا: امشب خالت اینا هستن اتاق مهمونم که پره پس کوک میاد پیش تو میخوابه
+چی؟
دیدگاه ها (۹)

لباس ات برای خونه بیرون

https://wisgoon.com/michafichttps://wisgoon.com/girlllllllll...

ازدواج اجباری! سگ ات * کوک خرید کوک اتماشین کوک خونه کوک

عشق مافیا

خلاصههههه شب شدویو ات داشتم خونه رو جارو میکردم که صدای در ش...

ازدواج اجباری پارت نمیدونم چند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط