{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی دارد

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی دارد
که این دیوانه هرگز سنگ کوچک برنمی دارد

تو در رویای پروازی ولی گویا نمی دانی
نخ کوتاه دست از بادبادک برنمی دارد

برای دیدن تو آسمان خم می شود اما
برای من کلاهش را مترسک برنمی دارد

اگر با خنده هایت بشکنی گاهی سکوتش را
اتاقم را صدای جیرجیرک برنمی دارد

بیا بگذار سر بر شانه های خسته ام یک بار
اگر با اشک من پیراهنت لک برنمی دارد
دیدگاه ها (۱)

با تو باشم بی نیاز از هـر نیازم خوب منبا همه خوب و بد دنیـا ...

ازین زمانه ی خاموش خستــــــه دلگیرم بدون عطر حضـــــورت دوب...

آغوشــــم،چشم هــــایمبوسه هــــایم،نفسهــاے زنـانه ام را ح...

سردم شده بدجور عزیزم، بغلم کنیخ کردم از این سوز دمادم، بغلم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط