سناریو
#سناریو
وقتی باهاشون قهری
یونگی
نمیزاره از اتاقت بیای بیرون تا وقتی نبخشیدیش همش هم برات خوراکی میخره
-این در لعنتی و باز کنننن
یونگی:بیب فعلا همونجا باید بمونی تا نگی منو بخشیدی
-اههههه
جی هوپ
جیهوپ:اممم آت...
-ها؟
جیهوپ:ه..هیچی
-دو ساعته داری تکرارش میکنی ولم کن
داشتی میرفت که جیهوپ از دستت گرفت و کشید تو بغلش
جیهوپ:ببخشید
-همین؟
جیهوپ:برو تو اتاقت و ببین
میری و میبینی کلی خوراکی برات گرفته
-میبخشمت
کوکی
کوک:ش..شیر موز هامو میدم بهت همشو (کیوت)
-نوچ
کوک:خودمو کیوت میکنم
-نوچ
کوک:(گریه)
-د..داری چیکار میکنی
کوک:(گریه)
-باشه بخشیدمت...ولی دیگه شیر موز هامو نخوررر
اشکاشو پاک میکنه
کوک آخ جون
نامجون
بهت کلی کتاب میخره
-اینا چیههه
نامی:کتاب..رمان...ریاضی..علوم...
-نمیخوام
نامی:ب...بیشتر بخرم برات میبخشی؟
-نه نمیخوام کتاب بدم میاد
میره برات آیفون میگیره
نامی اینو میخوای؟
-ا..اره
نامی میبخشی؟
-باشه...ولی دیگه به نمره هام گیر نده
نامی هوففف باش ببین بخاطر کتاب نبخشیدی منو بخاطر گوشی؟
-اره بدش من
تهیونگ
وی:بیبی من
-سکوت
وی عشقم
-سکوت
وی آت...
-ها؟الان دیگه شدم آت نه؟
وی غلط کردم ببخشید
-ها پس بهم میخوای خیانت کنییی
وی من غلط کنم گرلم ببخشید دیگه
-الو جونگکوک شی دارم میام پیشت
وی توروخدا ببخش برات کلی خوراکی گرفتم
-بهش فک میکنم حالا ۱۰۰ دلار بزن به کارتم
وی تو بگو یک میلیون دلار عشقم
میزنع به کارتت
جیمین
خودت میری دوست میشی باهاش چون حالش بد بود
جین
برات انواع دسر هارو درست میکنه و با هم آشتی میکنید
میدونم بد شد ببخشید
وقتی باهاشون قهری
یونگی
نمیزاره از اتاقت بیای بیرون تا وقتی نبخشیدیش همش هم برات خوراکی میخره
-این در لعنتی و باز کنننن
یونگی:بیب فعلا همونجا باید بمونی تا نگی منو بخشیدی
-اههههه
جی هوپ
جیهوپ:اممم آت...
-ها؟
جیهوپ:ه..هیچی
-دو ساعته داری تکرارش میکنی ولم کن
داشتی میرفت که جیهوپ از دستت گرفت و کشید تو بغلش
جیهوپ:ببخشید
-همین؟
جیهوپ:برو تو اتاقت و ببین
میری و میبینی کلی خوراکی برات گرفته
-میبخشمت
کوکی
کوک:ش..شیر موز هامو میدم بهت همشو (کیوت)
-نوچ
کوک:خودمو کیوت میکنم
-نوچ
کوک:(گریه)
-د..داری چیکار میکنی
کوک:(گریه)
-باشه بخشیدمت...ولی دیگه شیر موز هامو نخوررر
اشکاشو پاک میکنه
کوک آخ جون
نامجون
بهت کلی کتاب میخره
-اینا چیههه
نامی:کتاب..رمان...ریاضی..علوم...
-نمیخوام
نامی:ب...بیشتر بخرم برات میبخشی؟
-نه نمیخوام کتاب بدم میاد
میره برات آیفون میگیره
نامی اینو میخوای؟
-ا..اره
نامی میبخشی؟
-باشه...ولی دیگه به نمره هام گیر نده
نامی هوففف باش ببین بخاطر کتاب نبخشیدی منو بخاطر گوشی؟
-اره بدش من
تهیونگ
وی:بیبی من
-سکوت
وی عشقم
-سکوت
وی آت...
-ها؟الان دیگه شدم آت نه؟
وی غلط کردم ببخشید
-ها پس بهم میخوای خیانت کنییی
وی من غلط کنم گرلم ببخشید دیگه
-الو جونگکوک شی دارم میام پیشت
وی توروخدا ببخش برات کلی خوراکی گرفتم
-بهش فک میکنم حالا ۱۰۰ دلار بزن به کارتم
وی تو بگو یک میلیون دلار عشقم
میزنع به کارتت
جیمین
خودت میری دوست میشی باهاش چون حالش بد بود
جین
برات انواع دسر هارو درست میکنه و با هم آشتی میکنید
میدونم بد شد ببخشید
- ۲.۷k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط