کابوس عشق فصل۳ پارت ۱۸
کابوس عشق فصل۳ پارت ۱۸
ادامه: تو اتاق لوکی نبود ولی زن قبلیش روی تخت بود و داشت از سرش خون میومد تختم پره خون بود. اون...... مرده بود. یه اسلحه ای هم کناره تخت بود. داشت دست و پاهام میلرزید. نمیدونستم تو اون موقعیت چیکار کنم. جکی: بعدش چیشد؟ سایمون: بعدش..... لوکی: آهای شما دوتا! جکی و سایمون: ب....بله رئیس! لوکی: بگید ببینم سوزی تو کدوم گوریه؟ جکی و سایمون: نمیدونیم رئیس! لوکی: هه...خوب معلومه دیگه بجای اینکه برین حواستون به اون دختر باشه و به بقیه ی کارها برسین اینجا نشستین و دارین پچ پچ میکنین! آخه این یعنی چی؟ سایمون و جکی: ب....ببخشید رئیس! لوکی: حالا برین گمشین! سایمون تو گوش جکی: بقیش رو برات بعدا تعریف میکنم. سایمون رفت که به بقیه یه کار ها برسه. و جکی رفت که سوزی رو پیدا کنه. رفت تو حیاط و دید که سوزی نشسته اونجا و داره یه گل خیلی قشنگی رو بو میکنه. جکی وقتی سوزی رو دید سرخ شد و محو تماشاش بود. رفت سمتش. جکی: خانم رئیس آقا لوکی دنبالتون بود و گفت که کارتون داره. سوزی پاشد و با جکی چشم تو چشم شد. جکی تو اون لحظه بیشتر سرخ شد.
ادامه: تو اتاق لوکی نبود ولی زن قبلیش روی تخت بود و داشت از سرش خون میومد تختم پره خون بود. اون...... مرده بود. یه اسلحه ای هم کناره تخت بود. داشت دست و پاهام میلرزید. نمیدونستم تو اون موقعیت چیکار کنم. جکی: بعدش چیشد؟ سایمون: بعدش..... لوکی: آهای شما دوتا! جکی و سایمون: ب....بله رئیس! لوکی: بگید ببینم سوزی تو کدوم گوریه؟ جکی و سایمون: نمیدونیم رئیس! لوکی: هه...خوب معلومه دیگه بجای اینکه برین حواستون به اون دختر باشه و به بقیه ی کارها برسین اینجا نشستین و دارین پچ پچ میکنین! آخه این یعنی چی؟ سایمون و جکی: ب....ببخشید رئیس! لوکی: حالا برین گمشین! سایمون تو گوش جکی: بقیش رو برات بعدا تعریف میکنم. سایمون رفت که به بقیه یه کار ها برسه. و جکی رفت که سوزی رو پیدا کنه. رفت تو حیاط و دید که سوزی نشسته اونجا و داره یه گل خیلی قشنگی رو بو میکنه. جکی وقتی سوزی رو دید سرخ شد و محو تماشاش بود. رفت سمتش. جکی: خانم رئیس آقا لوکی دنبالتون بود و گفت که کارتون داره. سوزی پاشد و با جکی چشم تو چشم شد. جکی تو اون لحظه بیشتر سرخ شد.
- ۸۱
- ۳۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط