{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...

ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...
ﺁﺧﺮ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﺧﺴﺘﻪ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﻣﺪﻧﺶ
ﺷﻮﺧﯽ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ ...
ﻣﮕﺮ ﺁﺩﻡ
ﭼﻘﺪﺭ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻧﯿﺎﯾﺪ
دیدگاه ها (۱)

تو ماهی و من ماهی این برکه ی کاشی..اندوه بزرگی ست زمانی که ن...

.عاقبت با یک غزل او را هوایی میکنم بعد عاشق کردنش خ...

عشق با ما کردی اما زندگی با دیگریتا به حالا نوبت ما بود حالا...

ساده ام مثل کبوترکه به دیوار تو عادت دارمتو مرا دانه دهی یا ...

تا وقتی کسی در کنارت هست خوب نگاهش کن !!!گاهی آدمها آنقدر سر...

بسم الله الرحمن الرحیم لحظه ای تفکر!!1 - باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط