{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قاصدک چن صباحی ست که من معتکف پنجره ام .

قاصدک چن صباحی ست که من معتکف پنجره ام .
تا بیایی و بشینی به برم .
قاصدک به من از یار سفر کرده بگو .
قاصدک هان چه شد است
لب خندان تو از آن یار ندیدی
سخنی از دوش به گوش تو نیامد
قاصدک
قاصدک پس آمدنت را چه سبب
قاصدک برگردو برو شعر تنهایی من را تو به گوشش برسان
قاصدک من هنوزم منتظرم تا تو برگردی ...
دیدگاه ها (۱)

قاصدک!ای گل قاصدای گل قاصدمن از بام بام را تماشا می کنمقاصدک...

به بهار بدهکارم                         دست کم یک شعر برای ه...

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺟﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺵ ﺑﺮﺳﯿﺪﺧﺴﺘﻪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ...

❣ بیخودی نیست که اسم گل ها را از اسم زن ها انتخاب کرده اند ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط