{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💜 💜 💜 💜

💜 💜 💜 💜
عشــــــق...
پارت 176




نیلوفر:
محسن :
دوست دارم نیلوفر ...ولی نمی تونم ببینم داداشم داره می میره ...
- چی میگی محسن
محسن : واسه یه مدت من میرم ...
- کجا
محسن : اینجا نمی مونم ...احساس می کنم اینجوری بهتره
با بغض نگاش کردم گفت : می دونم بین دو راهی هستی نیلوفر می دونم عشق چیزی نیس که فراموش بشه ...ولی من می خوام این کاررو بکنم ...میرم وقتی برگشتم تو تصمیم بگیر بین منو مهرداد یکی رو انتخواب کن
- چی میگی محسن
محسن تو چشام نگاه کردوگفت: حقیقت رو ...من یه فرصت میدم به تو خودم ومهرداد
متعجب نگاش می کردم گفت : خیلی فکر کردم نیلوفر تصمیم خوبیه... دکترت کی هست ؟
- کسری
ماشین روشن کرد ودیگه ساکت شد شوکه بودم از کار محسن تا رسیدیم مطب چیزی نگفت وساکت بود منشی با دیدنم لبخند زدوگفت : دکتر خیلی وقته منتظرتون هستن
محسن نگاهم کردوگفت : می شینم تو برو
رفت نشست منشی گفت : برو تو عزیزم وقت بیمار تمام شده
در زدم ورفتم تو اتاق دکتر با دیدنم به بیمارش گفت : وقتتون تموم شده خانم نیک منش هفته ای دیگه ادامع میدیم داروهاتونم به موقع بخورید
دختره تشکر کردورفت دکتر بلند شدوگفت : خوش اومدی دخترم بیا بنشین
سلام کردم ونشستم روبه روم نشست وگفت : انگار خوب نیستی
- اصلا خوب نیستم
بی اختیار اشک از چشام سرازیرشد دکتر متعصر گفت : چی شده دخترم
براش حرف زدم از اتفاقات از مهرداد واز حرفای محسن وگریه می کردم آروم بلند شدوبرام یه لیوان آب آورد وگفت : به نظر من محسن راست میگه اون عاقلانه تصمیم گرفته در برابر خطایی که کرده
- آخه بقیه چی فکر می کنن
دکتر : قرار نیست کسی بفهمه یه چیزی باشه بین تو ومحسن البته اگه به مهرداد بگی بهتره
- نمی خوام اینجوری شه ...مهرداد زن داره زنش بارداره
دکتر: شاید اون بخواد جدا بشه از عشقت نگذر
- نمی تونم ...سخته چرا باید اینجوری باشه...
دکتر: من کار محسن رو تعیید می کنم اون واقعیت رو میگه
خیلی هم کارش خوبه وقتی با محسن مشکل داری ودوسش نداری چرا جدا نمیشی
- دوسش دارم
دیدگاه ها (۲۸)

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

بَعْضی فِرِشْتِه‌ها یِه رُوز وارِدِ زِنْدِگیِ آدَم می‌شن و ب...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلـایـیpart_16ویو میراچند ثانیه فقط ...

پارت دومیشل: چی نه نه چی داری میگی ببین من معذ..معذرت میخوام...

🎀 BTS Reaction | وقتی میگی «جز من با یکی دیگه‌ای» 😳نامجون:«چ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²¹ویو: ویکتوربعد از قطع تماس، چند ...

By necessity پارت 1ویو بورام با صدای الارم بیدار شدم رفتم سر...

میری تو یه مغازه.یه لباس رو نگاه می‌کنی، قیمتش رو می‌پرسی، م...

وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط