{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وامانده ام که تا به کجا می توان گریخت,

وامانده ام که تا به کجا می توان گریخت,

از این همیشه ها که ندارند باورم ,

حال مرا نپرس که هنجارها مرا

مجبور می کنند بگویم که بهترم...
دیدگاه ها (۱)

ﯾﮏ ﻟﺤﻈﻪ"ﻣﺜﺒﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﺎﺩﻩ ﻧﯿﺴﺖﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏِ ﺁﺯﻣﺎﯾﺸﺖﻣﻘﺎﺑﻞ ﮐﻠﻤﻪﯼ ...

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی.اما رازش را نفهمیدی...

هیچ وقت به خاطر هیچ کس از همه ی ارزشهایت دست نکش چون وقتی او...

دیگر قایق نمی سازمپشت دریاها هر خبری که میخواهد باشد،وقتی از...

ما نبودیم نیستیم و نخواهیم بود

دشمنان زمانی دست به ماجراجویی می‌زنند که تصور کنند هزینه‌ای ...

همیشه ملت‌ها هستند کارها را تمام می‌کنند...بزرگترین اشتباه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط