{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در بزم او

در بزم او

که خفته

فرو پلک چشمها

غیر از دل تپیده

و رنگ پریده نیست

#استاد_شهریار
دیدگاه ها (۲)

عارفی به شاگردانش گفت:بر سر دنیا کلاه بگذارید(دنیا را فریب د...

زخم ها خوب می شن جاشون کم کم از بین میره ولی یه زنگ تلفن واس...

زِ عشقت بند بندِ ...!این دل دیوانہ مے لرزد ...!خرابم مے کنے ...

ﺁﺩﻣــــــــــﺎﯼ ﺭﺍﺳـــــــﺘﮕﻮ .... ﺧﯿﻠﯽ ﺯﻭﺩ ﻭ ﺧﯿﻠــــﯽ ﺭﺍﺣﺖ ...

در‌سرم‌نیست‌دگر‌غیر‌تو‌رویای‌کسی،قبلا‌هرگز‌نشدم‌‌اینهمه‌شیدا...

و این دل غیر از تو خواهان کسی نیست انگار برای دوست داشتن فقط...

خواسـتم دل بکنم از تـو ولی حیـف، نشد ..لعنتی غیرِ تو با هیچ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط