ویو لیزا
ویو لیزا
سلام اسم من جئون لیزاست و ۲۰ سالمه و خواهر جونگکوک هستم و یک ساله که با جیمین ازدواج کردم ازدواج ما به خواست پدر و مادرمون بوده و متاسفانه بعد از ازدواج ما خودشون ریق رحمت رو سر کشیدن راستش من عاشق جیمین شدم و این حسم تازست هوس نیست یه چیزی بیشتر از هوسه چون که این حس مال شیش ماهه پیشه و خب متاسفانه جیمین دست بزن داره و هر بار که من رو میزنه تا یک هفته نمیتونم بیرون برم و حتی پیش جونگکوک
ویو جیمین
سلام اسم من جیمینه پارک جیمین و ۲۵ سالمه رئیس کمپانی LV هستم و یه ساله که با لیزا ازدواج کردم اون خواهر رفیق صمیم جونگکوکه و اون منو دوست نداره پس حقشه که کتک بخوره نشسته بودم توی دفترم و داشتم پرونده هارو چک میکردم که دیدم خانم سو اومد داخل و گفت
#ر..ر..رئیس...خ..خا..خانوم ...پ..پارک ..گ..گفتن..ک..که ...م..میرن....خو.خونه ا..اقای...ج...جئون
سو می ره دختری خجالتی که ۱۸ سالشه و از جونگکوک خوشش میاد و جونگکوک هم از اون اما هیچکدوم نمیدونن و جونگکوک همیشه سر به سرش میزاره لکنت زبون داره بخاطره همین هیچ جا بهش کار نمیدادن ولی وقتی کارش رو دیدم فهمیدم بدردم میخوره پس با لبخند اما خشم گفتم
-باشه می ره شی برو سر کارت
اروم چشم رئیسی گفت و رفت بیرون که یهو ..
سلام اسم من جئون لیزاست و ۲۰ سالمه و خواهر جونگکوک هستم و یک ساله که با جیمین ازدواج کردم ازدواج ما به خواست پدر و مادرمون بوده و متاسفانه بعد از ازدواج ما خودشون ریق رحمت رو سر کشیدن راستش من عاشق جیمین شدم و این حسم تازست هوس نیست یه چیزی بیشتر از هوسه چون که این حس مال شیش ماهه پیشه و خب متاسفانه جیمین دست بزن داره و هر بار که من رو میزنه تا یک هفته نمیتونم بیرون برم و حتی پیش جونگکوک
ویو جیمین
سلام اسم من جیمینه پارک جیمین و ۲۵ سالمه رئیس کمپانی LV هستم و یه ساله که با لیزا ازدواج کردم اون خواهر رفیق صمیم جونگکوکه و اون منو دوست نداره پس حقشه که کتک بخوره نشسته بودم توی دفترم و داشتم پرونده هارو چک میکردم که دیدم خانم سو اومد داخل و گفت
#ر..ر..رئیس...خ..خا..خانوم ...پ..پارک ..گ..گفتن..ک..که ...م..میرن....خو.خونه ا..اقای...ج...جئون
سو می ره دختری خجالتی که ۱۸ سالشه و از جونگکوک خوشش میاد و جونگکوک هم از اون اما هیچکدوم نمیدونن و جونگکوک همیشه سر به سرش میزاره لکنت زبون داره بخاطره همین هیچ جا بهش کار نمیدادن ولی وقتی کارش رو دیدم فهمیدم بدردم میخوره پس با لبخند اما خشم گفتم
-باشه می ره شی برو سر کارت
اروم چشم رئیسی گفت و رفت بیرون که یهو ..
- ۵.۳k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط