{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
part:2
ویو بنگچان
حالم خوب نبود و خیلی خسته بودم پس به سمت عمارت روندم
هنوز فکرم درگیر اون دختر بود...نمیشناختمش و حتی اسمش و هم نمیدونستم پس چرا اینقدر ذهنم و درگیر کرده بود؟
ذهن کریستوفر خیلی آشفته بود و الان تنها چیزی که آرومش می‌کرد بغل دونسنگش مینهو بود
+لعنتی!خیلی روز عجیبی بود
در حالی که کتش رو روی مبل پرت کرد به طرف اتاقش راه افتاد
+مینهو؟
-عه اومدی؟
+اوهوم
-چرا نگفتی با هم بریم؟بالاخره امروز سالگرد پدر و مادرت بود!
+اصن حوصلش و نداشتم
+بغلم کن!
-چی؟
+اینقدر تعجب داره؟
-آهان فک کنم کریس کوچولوی درونت بیدار شده!*نیشخند*
+خفه شو!
پسر کوچیکتر خودشو و به هیونگش رسوند و اون و توی آغوشش کشید و شروع کرد به نوازش کردن موهاش
+امروز خیلی روز پیچیده ای بود مینهو!
-برای منم همینطور!
پسر بزرگتر خودش و از بغل دونسنگش بیرون آورد و پرسید:جلسه چطور بود؟
_هیچی دوباره اون بوم جونگ لعنتی گیر داده بود که تو چرا خودت نمیای!
+اون عوضی رو ولش کن همیشه همین و میگه!
+محموله ها رسیدن؟
-آره کارشون و انجام دادم
-کریس!ولی مطمئنی که میخوای اون کار و انجام بدی؟
+کدوم کار؟
-انتقام گرفتنت از دو شیک!
+تا حالا توی زندگیم اینقدر مطمئن نبودم!اون پدر و مادرم و از گرفت مینهو!
-باشه هر جور خودت راحتی!ولی حس خوبی به این انتقام ندارم!
+بیخیال حست!
+همه ی برنامه ها رو چیدی؟میخوام انتقامم بی نقص پیش بره*نیشخند*
-آره همه ی کار ها رو کردم
ویو مین سول
+پس بابام کجاست؟
×رفته محموله ها رو تحویل بگیره
+پس امشب خونه شمام؟
×آره!
+دلم برای دست پخت خاله سو هوا تنگ شدههه
×انگار نه انگار مامان منه!
+جیسونگ اینقدر ضد حال بازی در نیار!
×باشه حالا!
×گوشیت زنگ میخوره جوابش بدههه!
+باشه!
+الو؟
-سلام دخترم چطوری؟
+سلام بابا!خوبی؟
-آره خوبم دخترم،امشب خونه نمیام همراه جیسونگ برو!
+باشه!
بعد از خداحافظی قطع کردم
به جرات میتونم بگم دست‌پخت خاله سو هوا خیلی خوبههه
بعد از شام رفتم تو اتاقم
الان حتی داخل خونه ی جیسونگ هم یه اتاق مخصوص خودم داشتم!
یاد مردی افتادم که بهش برخوردم
چشماش خیلی خوشگل بود...ولی خب قیافش و اصلا ندیدم
بیخیال!افکارم و کنار زدم،الان وقت خواب بود
یک هفته بعد
امروز سالگرد مامان بود
بعد از سالگرد داشتم به خونه برمیگشتم تنها بودم،یعنی از جیسونگ خواهش کردم که بزاره یکم تنها باشم
خیلی خوب بود که حداقل رانندگی بلد بود
وسط رانندگی بودم که یهو یه ماشین جلوم وایساد،بوق زدم که بره کنار ولی انگار نه انگار
+دیوونه!چرا نمیرههه
بی حوصله از ماشین پیاده شدم تا برم طرف ماشین که یک نفر من و از پشت گرفت و دستش و روی دهنم گزاشت
تقلا میکردم ولی من و داخل ماشین گزاشتن و بعدشم سیاهی...
ویو بنگچان
آماده بودم امروز وقتش بود
صدای در اومد
+بیا تو!
-کارا پیش رفت از این به بعد خودت باید وارد عمل بشی!
+خوبه دختره رو کجا بردی؟
-داخل زیر زمینه!
+خوبه بریم!


×هی دستام و باز کنین!به چه جرات دستام و داخل خونه ی خودم میبندین!
+هی آروم باش دو شیک!
×من و از کجا میشناسی!
+اوه یادم نبود،من و تا حالا ندیدی
+بزار کامل خودم و معرفی کنم،کریستوفرم!
×کریستوفر!تو...تو چرا...من و بستی؟
+آخی نیاز نیست لکنت بگیری
+بزار یه داستان برات تعریف کنم شاید یادت اومد
+یه روز یه پر بچه با خانوادش خوب زندگی میکردن که داخل روز تولدش خانوادش و بر اثر تصادف از دست میده،همه فک میکردن پسر اون خانواده هم مرده،ولی خب اون زنده مونده بود و تا امروز صبر کرده بود تا انتقام پدر و مادرش و بگیره
×چی؟امکان نداره...اون پسر مرده بود‌...مطمئنم
+پس یادت مونده!
×ولی چطوری اون پسر تویی؟
+دیگه نکته همین‌جاست!
×وصیت نامه ای چیزی نداری؟
×هی فکر کردی راحت میتونی من و بکشی؟
+نمیدونم شاید!شایدم اگه دخترت زیر شلاقام جون بده!
×چی؟دخترم؟دستت به دخترم بخوره میکشمت!
+فعلا خودت لبه ی مرگی!دلسوزی دخترت و نکن!
+مینهو اون تفنگ و بده!
اینم پارت دوم💋
نمیدونم احساس میکنم این پارت و ریدم🤦‍♀️
شرط:4 تا بازنشر/۲۰ تا کامنت/۳۰ تا لایک🍒
دیدگاه ها (۲۷)

دو تا کلیپ برای فیک𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎🙃🍒کاپل اسلاید اول:مین سول و بنگچ...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:1۱۶ نوامبر ۲۰۱۱-چرا خوابت نمی‌بره پسرم؟+نمیدون...

این کلیپ رو هم به عنوان تیزر بپذیرید😊💋فیک:𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎

پارت ۱۹Love‌جیسونگ:‌چی‌ میخای میهنو: ترو !جیسونگ: چی؟ مینهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط