{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌ زندگے آهسته تر من خسته ام

‌ زندگے آهسته تر من خسته ام
کوله بار پاره ام را بستـــه ام

زخم پایم درد دارد، صبـــرکن
تا کسے مرهم گذارد، صبر کن

صبر کن در سایه بنشینم کمے
شاید از ابـــرے ببارد شبنمے

وادے رویــــاے من اینجا نبود
روح من همبـــازے شبها نبود

صبر کن من راه را گم کرده ام
در سیـــاهے ها تلاطم کرده ام

صبــــــرکن تا راه را پیدا کنم
صبر کن تا کفش خود را پا کنم
دیدگاه ها (۱)

گریه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر اسیری حضرت زی...

❤ســــــــــــــــــــلام بہ هــــــــــمــــــــــہ❤❤صـــــ...

ﺁﺩﻣــے ﮐﻪ ﺩﻟﺶ ﭘﺎﮎ ﺑﺎﺷﻪ ﺧﻄﺎ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪﺳﺎﺩﮔــــے ﻣﯿﮑﻨﻪ ...!ﻭ ﺍﯾﻦ ﺭ...

پارت دهم شاهزاده ای جنس ابر وقتی همه فکر می کردن این فقط حمل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط