{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مهاجر نیستم،

من مهاجر نیستم،
من جهان،گردی غریبم!
فکر بر کوله
مسیری پر غبار
سیل در راه و
سراسر اضطراب
من مهاجر نیستم
در گذارم،
در هجوم ترس یا تردید،
فکر پر تشویش،
شاید، یا که باید!
کوله ام سنگین است
من مهاجر نیستم!
من جهان،گردی غریبم!
دیدگاه ها (۱)

دستم به تو نمی رسد اما خیالت همچون سیب بهشتی ایست تا اراده م...

مانده ام در بیکسی ها بی خیال..آخر دلواپسی ها بی خیال....شهر ...

ما که خودمان را پنهان میکنیم،در تابستان؛در چمدانهای نقره ای،...

اگر دنبالش بدویاو هم قدم هایش راتندتر خواهد کردبگذار برودآرا...

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۳۰: میراثِ نفرین‌شدهآقای جئون، با دست...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط