عشق یعنی دستش را بگیری

عشق یعنی ، دستش را بگیری
در کوچه پس کوچه های پاییز قدم بزنی
و قبل رفتنش
از خواب بیدار شوی...
دیدگاه ها (۷)

انداخت خیالت ز کجایم به کجاها...

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی کی بود کجا رفت چرا بود و چر...

اوج غم این قصهدر این شعر همین‌جاست؛من بی تو پریشان وتو انگار...

موهایتباید بلند باشد .قد همه خیابان های شهر قد تمام رودهایرو...

وقتی تو پاییز از خواب بیدار میشی و نمی‌دونی مامانت کجاس، خود...

پاییز گیلان

‍ تنهایی...چه واژه غریبینه با من شاید باتوتنهایی یعنی همیشه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط