{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حریم گرم اغوشت، یخ تنهایم اب شد .

در حریم گرم اغوشت، یخ تنهایم اب شد .
نفس های بی جان باز بی تاب شد.
انگار درنگاهت جادو خوابید بود
ک نگاهم این چنین بعد تو بی خواب شد.
دیدگاه ها (۲)

قایقی بی ناخدا برروی دریا میشوم، من نمیدانم چرا تنهای تنهامی...

یک نفر, گوشه ی محرابِ دلم زندانی ست ..! به خیالش که د...

در دنیایی که، خنده جرم است ،نگاه حرام است!!... بوسه ...

اگه زندگیم در یک کاسه آب خلاصه میشد...اونو بدرقه راهت می کرد...

شاعرانہ نگاهم ڪنو عاشقانہ نوازشم ڪنآرام‌آرام تفسیرم ڪنو نفس‌...

✍✍✍تار شد هفت‌آسمان‌ِمن بیا مهتاب کن عکسِ احساس‌ِمرا بر خانه...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...

🌷🌷🌷🍧 فالوده کرمانی خنک و پر طرفدار که تو هوای گرم تابستون وا...

مستان همه افتاده‌... و ساقی نمانده... یک گل برای باغبان، باق...

عشقی حقیقی

💕📎... خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رو...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط