{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Parts

Parts 3
برادر خونده

+رفتم اتاق اون پرتقال*

+هعی بیدار ی......خوابیدی؟....هوی مارک
☆بله قربان؟
+مگه بهتون نگفته بودم کسی رو وارد این اتاق نکنین
☆ولی کسی داخل اتاق ۲۳۲ نشده
+گمشو از جلو چشمم
☆چشم
+هوی چویاااا
_هوم

+*پتو رو از روش کشیدم که قیچی بقیر یه شروار تنش نبود *

_هویییی
+چرا لخت خابی
_چون دیشب هیلی گرم بود احمق جون
+که این طور ....وسایلت رو جمع کن میخوام ببرمت یجا دیگه
_کجا
+تو باید بیایی مگه مهمه کجا باشه؟
_اره
+برام مهم نیست بدو اماده شو

_*تیشرتمو پوشیدم گوشیمو تو جیبم گذاشتم*

خب امادم فکردی چیزی برا جمع کردن دارم که جمع کنم
+دنبالم بیا هیچ حرفی نزن
_ام....باشه قول نمیدم
+راستی زیاد ازم دور نشو

+*وقتی از اتاق بیرون رفتیم چشم همه تو سالن به اون پرتقال بود از کلاب بیرون رفتم سوار ماشین شدم که دیدم سوار نشد شیشه رو پایین دادم *

+پیاده شو
_اینجا کجاست
+ خونه منه ...البته خونه بابامه چون زن نگرفتم برام خونه نگرفت ......بیا پشت سرم.....

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۸)

......☕

تعصیر گذاری بالا رو مخاطب

......

ازدواج اجباری/part16

part ۹تهیونگ رفت منم رفتم سرکارم ساعت های ۷بود کارم تموم شد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط