{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برگشت و با حوله ای که به شونش انداخته بود به هانیل که چشا

برگشت و با حوله ای که به شونش انداخته بود به هانیل که چشاشو بسته بود گفت تو یه احمقی چرا این جارو قفل کردی الان چقدر منتظر بمونم که یکی بیاد درو از بیرون باز کنه ؟
هانیل داشت گریه می کرد و همش زیر لب می گفت :ب...ب.خ..شید ..
نامجون: هعی مگه من چیکار کردم که داری گریه می‌کنی ؟(مشتی ها این جارو احساسی نخوانید 😂)
هانیل :من دلم خیلی درد می‌کنه ...
برای همون گریه می....کنم وگرنه حرفایی
که تو میزنی به تخم مرغها ی تو یخچالمونم نیست (دیگه خودت بفهم داره چی میگه )
این حرف به نامجون بر خورد و گفت :فک کردی الان برای من مهمه که هر کجات درد می کنه یا گریه می‌کنی من گفتم گریه نکن چون که من از گریه متنفرم
هانیل :عوضی (اسکل به نامجون من چیکار داری عوضی خودتی 🖋️)

ویو نامجون :
با این که خواهر جونگ کوکه ولی ازش متنفرم ..
اههه این چرا مثل بچه های ۲ ساله همش هق هق می‌کنه ..
چطور خفش کنم ..
هعی مگه نمی گم گریه نکن ..
هانیل :خفه پلیزززز
الان تنها کسی که باید خفه شده باشه خودتی ..

ویو من:
یهو جونگ کوک اومد درو باز کرد و با دیدن صحنه ای که اونا تو دستشویی تنهان گفت :اهای داری چیکار می کنی نامجون ..و یهو هانیل سریع با گریه پرید
بغل جونگ کوک وباگریه گفت :دا...دا...ش
جونگ کوک بغلش کرد
و بعد چند مین یکی از دستاشو آزاد کرد و انگشت اشارشو سمت نامجون گرفت گفت :تو باهاش چیکار کردی
نامجون :بهتره از خواهرت بپرسی ..و پیرهنشو برداشت و پوشید ..
قبل این که نامجون ادامه بده .. هانیل لب زد ..
دا..دا.. ش اون باهام کاری نکرده ‌.
جئون : اگه واقعا کاری می کردی نامجون، رفاقت چندین و چند سالمون رو به باد فنا میدادم .‌
کیونگ هم با این که ،داشت توسط جونگ کوک به داداشش توهین میشد با عشق به رفتارهای جونگ کوک نگاه می کرد ...
دیدگاه ها (۴)

ای خوداااااا دیگه من نمیتونم باید برم کره 🗿🎀اما پول یوخدی

اصلا هم معلوم نیست من اینارو همین الان خریدم ؟😂🗿🎀

ویو هانیل :بالاخره تونستم بلیط کنسرت رو بگیرم خیلی خوشحالم خ...

بنده نامجون لاور می باشم 😁😌👍 وجین لاور ✨در واقع نامجین لاورم...

Prt7جونگ کوک:لنا داری چیکار می کنی!لنا:تو ....تو ا.ت چرا زدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط