{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من مرد تنهای شبم 

من مرد تنهای شبم 
مهر خموشی بر لبم
تنهاو غمگین رفته ام 
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها،غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم 
من مرد تنهای شبم 
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم 
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو منرفته ام
کوله بارمرا بسته ام
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
بی فکر فردا، با خود و تنها
عابر این شب ها منم
من مرد تنهای شبم 
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم 
صد قصه مانده بر لبم

مردتنهای شب درسن 63سالگی درگذشت
روحش شاد
95/3/21
دیدگاه ها (۹)

گردی از راهی نمی خیزد، سواران را چه شدمرده اند ازبیم یاران، ...

مادر بی تو تنها وغریبم اتاق خالیم بی توچه سردمادر، مادر خوب ...

مادر زحمتکش در حال درست کردن روغن زرد ،روستای رمضان قلعه درگ...

دستگاه درو درمزارع گندم درگزخدا قوت کشاورز زحمت کش

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط