کابوس عشق فصل۳ پارت۱
کابوس عشق فصل۳ پارت۱
ویو سوزی:
چشمام رو باز کردم و دیدم توی بیمارستانم. جنی روی صندلی نشسته و وقتی دید که چشماش رو باز کردم اومد سمتم و مثل چی اشک میریخت. جنی با گریه: سوزی........تو زنده ایه. دستش داشت میلرزید. سوزی: جنی آروم باش من خوبم. جنی: تو.....تو جون من رو نجات دادی. اشکاش داشت روی صورتم میریخت. باعث میشد منم اشکم در بیاد. جنی : من میخوام برم آب بگیرم. تو هم میخوای؟ سوزی: آره. جنی رفت بره برای دوتاشون آب بگیره. که یکدفعه یه پسری اومد داخل. اون مایکل بود. مایکل: سوزی!........سوزی تو حالت خوبه. سوزی: مایکل. مایکل: تصادفتو توی خبر ها شنیدم. سوزی: چی! خبر ها. مگه توی خبر هاست. مایکل: آره رفته توی خبر ها. حالا اینارو ولش کن خوشحالم که خوبی. سوزی: پس نگرانم شدی😏 مایکل: آره........آره نگرانت شدم. همینو میخواستی😑🙄 سوزی: حالا باشه نمیخواد عصبی شد. که یکدفعه گوشیه مایکل زنگ خورد.
ویو سوزی:
چشمام رو باز کردم و دیدم توی بیمارستانم. جنی روی صندلی نشسته و وقتی دید که چشماش رو باز کردم اومد سمتم و مثل چی اشک میریخت. جنی با گریه: سوزی........تو زنده ایه. دستش داشت میلرزید. سوزی: جنی آروم باش من خوبم. جنی: تو.....تو جون من رو نجات دادی. اشکاش داشت روی صورتم میریخت. باعث میشد منم اشکم در بیاد. جنی : من میخوام برم آب بگیرم. تو هم میخوای؟ سوزی: آره. جنی رفت بره برای دوتاشون آب بگیره. که یکدفعه یه پسری اومد داخل. اون مایکل بود. مایکل: سوزی!........سوزی تو حالت خوبه. سوزی: مایکل. مایکل: تصادفتو توی خبر ها شنیدم. سوزی: چی! خبر ها. مگه توی خبر هاست. مایکل: آره رفته توی خبر ها. حالا اینارو ولش کن خوشحالم که خوبی. سوزی: پس نگرانم شدی😏 مایکل: آره........آره نگرانت شدم. همینو میخواستی😑🙄 سوزی: حالا باشه نمیخواد عصبی شد. که یکدفعه گوشیه مایکل زنگ خورد.
- ۸۵
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط