{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا بی پول وبی نون آفریدند ، نمی دانم ، چرا چون آفریدند .

مرا بی پول وبی نون آفریدند ، نمی دانم ، چرا چون آفریدند . چنان سرد است زندگانی ، تو گویی در زمستان آفریدند .
دیدگاه ها (۱)

و من با اندوهِ خویش هم‌آغوشم؛ چنان که گویی تنها چیزی‌ست که ه...

و من با اندوهِ خویش هم‌آغوشم؛ چنان که گویی تنها چیزی‌ست که ه...

نمی دانم روزی که بمیرم کی خبر مرگ مرا به تو می دهد آیا تو آن...

بیچاره ناتوانم نام تو نمی دانم🐥

نمی‌دانم با تو چه کرده‌ام که این‌گونه به تو وابسته‌ام… فقط م...

روزی که فلک از تو دور ساخت مراکسی با لب پر خنده ندیده است مر...

این روزهانمی دانم تو زیباتر شده اییا من عاشق تر...#عاشقانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط