برایت نوشتم
برایت نوشتم
گاه کمےفراموشے بد نیست
گاه وقتےبرایت مینویسم،
میخواهم از درون خویش بگریزم
بگریزم از هر آنچه
درمن انباشته شد
این دائم،
تو را به یاد من مےآورد
خواستیم که دور شویم
و راضےبه تولد دوبارۀ
باامیداما
باز پایم به خیال تو گیر میکند
پرتاب میشوم
درست میان برکه اے
که پر است از زلالے تو
و خاطرات تو
برایت نوشتم
میدانے؟
میخواهم بگویم
کاش تواین همه خوب نبودے ...
گاه کمےفراموشے بد نیست
گاه وقتےبرایت مینویسم،
میخواهم از درون خویش بگریزم
بگریزم از هر آنچه
درمن انباشته شد
این دائم،
تو را به یاد من مےآورد
خواستیم که دور شویم
و راضےبه تولد دوبارۀ
باامیداما
باز پایم به خیال تو گیر میکند
پرتاب میشوم
درست میان برکه اے
که پر است از زلالے تو
و خاطرات تو
برایت نوشتم
میدانے؟
میخواهم بگویم
کاش تواین همه خوب نبودے ...
- ۳۴۶
- ۲۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط