{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جادوی لبهایت شرابی جاودانی

جادوی لبهایت شرابی جاودانی
وقتی که خواب از چشمهایم میپرانی

با من سر حتی قراری که نداری
وقتی سر ساعت خودت را میرسانی

دیگر چه میخواهم به جز آغوش گرمت
ای ربنای دستهایت آسمانی

گم میشوم در موج موزون نگاهت
وقتی مرا دنبال عشقت میکشانی

میمیرم از این اضطراب تلخ اما
بر جاده های انتظارم مینشانی
دیدگاه ها (۳)

با لبت حالی به حالی می شوم این روزها آرزوهای محالی می شوم ای...

بی تو ، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمهمه تن چشم شدم خیره به...

عشق راتن پوش جانم می کنیچتری از گل سایبانم می کنیای صدای عش...

نشانی قلبت را هرگز از یاد نبرده امفرسنگها هم دور باشیهوایت ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط