{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیدگاه ها (۱)

برگرد...من نگذاشتم روی صندلی توکسی بنشیند حتی 'غبار...'

تو چنان زیبا شده ای میان شعرهایم،که گمان نکنم خودت هم بدانیا...

باران عزیزم ^____^

...!

میدونی وقتی میبینمتوقتی صدات رو میشنوموقتی که دارمتاحساس میک...

صبح بخیر به چشمات برای چشمهایی که همه چیزاز آنجا شروع

«راستش رو بخوای، من اهلِ دوست داشتن‌های پر سر و صدا نبودم؛تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط