{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیانتاقایجئون

#خیانت‌اقای‌جئون
#پارت‌۱۲

ویو ا.ت
هانا گفت ک برای مدتی بریم دبی منم قبول کردم و قرار شد که فردا بریم بعد از هانا خداحافظی کردم و از روستوران زدم بیرون داشتم برمیگشتم خونه ک حس کردم یکی داره تعقیبم میکنه اهمیت ندادم و ب راه رفتنم ادامه دادم که یهووووو......*راوی گشاد😂*

ویو کوک
از خواب بیدار شدم واقعا دلم برا اتم تنگ شده*اعع بچم😭🥺*
کاشکی همچین کاری نمیکردم بینهایت پشیمونم تصمیم گرفتم برم قدم بزنم رفتم دوش ۱۰ مینی گرفتم و بعد یک لباس لش پوشیدم*میزارم*
و از خونه زدم بیرون داشتم قدم میزدم ک یک دختر رو جلوم دیدم دقت کردم اون ات بود بهترین فرصت بود فقط ما تو کوچه بودیم*منم هستم😈*
رفتم دستم رو گذاشتم رو شونشش میخواست داد بزنه ولی دستم رو گذاشتم رو دهنش گرفتمش و چسبوندمش ب دیوار

ویو ا.ت
*حوصله ندارم بازم تکرار کنم*













بیا پایین













بازم بیا پایین










بازم









خمارییییی حالا که این همه رو اومدی یه لایک بکن🥺
دیدگاه ها (۲)

مرسی

#مهم😱سلام خوبید؟میدونید دیگه واسه مدرسه ها چیزی نمونده 😔و با...

هعیییی کامنت بزاریدددددددددددددددد

واتتتتت این چی داشت گزارش کردید؟؟؟؟؟

وانشات فیک تهیونگ

عشق دو طرفه پارت ۱

mafia lave. پارت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط