راستی نامت چه بود!؟

راستی نامت چه بود!؟
خورشید؟
ماه؟
آسمان یا شکوفه...؟
چرا نگاهم هر جا که می‌رود، باز تویی!؟

به خورشید خیره شوم؟
تا گرمای تنت مرا سرخ کند‌‌...
یا شکوفه‌های این حیاط را بو بکشم؟
تا عطر تنت مرا مست کند‌...
چقدر در تنگنای نبودنت زجر بکشم؟
چقدر در پیچ و تاب کوچه‌ها
در گوشه‌ای از این شهر
از حال بروم؟
چقدر تاریکم. چقدر سردم...!

کاش فردایش،
بوی شکوفه‌های درختی مرا مست کند.
و خورشید پلک‌هایم را گرم...،
چشم باز کنم آمده باشی!
می‌شود؟

#مهران_رمضانیان️
دیدگاه ها (۲)

بنظرم هر چیزی باید در زمان و مکان خودش اتفاق بیفتد تا لذت کا...

بنظرم هر چیزی باید در زمان و مکان خودش اتفاق بیفتد تا لذت کا...

🍊🍁 بنظرم هر چیزی باید در زمان و مکان خودش اتفاق بیفتد تا لذت...

#عاشقانه_۴۰دیشب وجودت پر از خواستن من بود، ایمان دارم دیشب ق...

میگذرم از تمام روزهای بی تو اما درست در لحظه ای حساسدر خیابا...

اعظم نیک‌روش

«رویای بی پایان»

بس که در زمین، غربت خود را با آسمان تقسیم کرد فاطمه، نامش، ن...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط