مولانا"
مولانا"
عشق را بی معرفت معنا مکن/
زر نداری مشت خودرا وا مکن#
گر نداری دانش ترکیب رنگ/
بین گلها زشت یا زیبا مکن#
خوب دیدن شرط انسان بودن است/
عیب را در این و آن پیدا مکن#
دل شود روشن زشمع اعتراف/
با کس گر بد کرده ای، حاشا مکن#
ای که از لرزیدن دل، گآگهی/
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن #
زر بدست طفل دادن ابله یست/
اشک را نذر غم دنیا مکن#
عشق را بی معرفت معنا مکن/
زر نداری مشت خودرا وا مکن#
گر نداری دانش ترکیب رنگ/
بین گلها زشت یا زیبا مکن#
خوب دیدن شرط انسان بودن است/
عیب را در این و آن پیدا مکن#
دل شود روشن زشمع اعتراف/
با کس گر بد کرده ای، حاشا مکن#
ای که از لرزیدن دل، گآگهی/
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن #
زر بدست طفل دادن ابله یست/
اشک را نذر غم دنیا مکن#
- ۱.۴k
- ۲۰ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط