nemeزندگی زیر سایه تو
neme:زندگی زیر سایه تو
p:2
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چند سال از اون ماجرا میگزره من دیگع ۱۶ سالمه الان میفهمم که چرا پدرم شرکتش رو به من ترجیه داد.......
ولی مهم نیست من مشکلی با این موضوع ندارم فقط از این بیزارم که نمی تونم به سلیقه خودم نامزد کنم
حتی تابه. حال ندیدمش....
به لطف لیا فهمیدم نامزدم ازمن ۱۲ سال بزرگ تره و بد تر از همه یک مافیاعه
الان واقعا احساس بدی دارم ولی مهم نیست چون مطمعنم تا فردا حالم خوب میشه
..ویو فرداصبح..
صبح با تابش نور خورشید روی صورتم از خواب پاشدم
مثل همیشه انرژیم برگشته میتونم این خونه رو دست خالی منفجرکنم
دوییدم سمت دست شویی کارای لازمم رو انجام دادم
یه شلوارک ویه لباس برداشتم و تنم کردم
دویدم سمت بیرون سوار نرده شدم و تا پایین سر خوردم
+سلام اجوما سلام لیا..لبخند..
♡سلام ..لبخند..
*اوه دختر خونه رو روسرت گذاشتی
ببخشید آجوما ..خودشو مظلوم میکنه ..
*اوه حالا خودتو کیوت نکن ناهار آمادس
+چی ناهار..تعجب..
*بله شما که انقد خوابالویی وقتی بیدار میشی باید ناهار بخوری به جای صبحونه..خنده..
...........
p:2
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
چند سال از اون ماجرا میگزره من دیگع ۱۶ سالمه الان میفهمم که چرا پدرم شرکتش رو به من ترجیه داد.......
ولی مهم نیست من مشکلی با این موضوع ندارم فقط از این بیزارم که نمی تونم به سلیقه خودم نامزد کنم
حتی تابه. حال ندیدمش....
به لطف لیا فهمیدم نامزدم ازمن ۱۲ سال بزرگ تره و بد تر از همه یک مافیاعه
الان واقعا احساس بدی دارم ولی مهم نیست چون مطمعنم تا فردا حالم خوب میشه
..ویو فرداصبح..
صبح با تابش نور خورشید روی صورتم از خواب پاشدم
مثل همیشه انرژیم برگشته میتونم این خونه رو دست خالی منفجرکنم
دوییدم سمت دست شویی کارای لازمم رو انجام دادم
یه شلوارک ویه لباس برداشتم و تنم کردم
دویدم سمت بیرون سوار نرده شدم و تا پایین سر خوردم
+سلام اجوما سلام لیا..لبخند..
♡سلام ..لبخند..
*اوه دختر خونه رو روسرت گذاشتی
ببخشید آجوما ..خودشو مظلوم میکنه ..
*اوه حالا خودتو کیوت نکن ناهار آمادس
+چی ناهار..تعجب..
*بله شما که انقد خوابالویی وقتی بیدار میشی باید ناهار بخوری به جای صبحونه..خنده..
...........
- ۹۲۳
- ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط