{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنم
گفتم چگونه از کجا؟ گفتی که تا گفتی خودآ

گفتی که درمانت دهم. بر هجر پایانت دهم
گفتم کجا،کی خواهد این؟گفتی صبوری باید این

گفتی تویی دُردانه ام. تنها میان خانه ام
مارا ببین،خود را مبین درعاشقی یکدانه ام

گفتی بیا. گفتم کجا. گفتی در آغوش بقا
گفتی ببین.گفتم چه را؟گفتی خدا را در خود آ


" مولانا"
دیدگاه ها (۲)

" سکوت درمانی "سکوت کن هنگامی که نمیدانی چه بگویی ؛ چه پاسخی...

:فهم عاقل را به عاشق، راه نیست...هرچه گویم باز میگویی، که چی...

هرگاه قلبت سرشارازسپاسگذاری وتسلیم باشد…… میان تووخداوند پلی...

‌ شباهت دل با آبدر حیرتم از خلقت آب، اگر با درخت همنشین شود،...

خدا را در خود آ

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم، پر زآنچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گف...

‍ گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گ...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

گفتی که مستت میکنم،پر زانچه هستت میکنمگفتم چگونه از کجا؟ گفت...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ گفتی که مستت میکنم،پر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط