بیلیز
بیلیز 🙆
ببخشید من شناختی از بیلیز ندارم پس ببخشید اگه یه موقع شبیه خودش نشد...
*تو اونروز آزمون برای تیم کوییدیچ داشتی... یه پسره اونجا بود که خیلی بهت نیگا میکرد... پس رفتی سمتش و... *
ا/ت: ببخشید مشکلی پیش اومده؟
پسره : نه.. چرا؟
ا/ت : آخه.. خیلی دارین... بهم زل زدین
پسره : اها...آخه تا حالا همچین دختر خوشگلی ندیده بودم:)
ا/ت .. ممنون:)اسمت؟ من ا/ت:)
پسره : سدریک،
ا/ت : خوشبختم... سدریک
سدریک: میای بریم قهوه بخوریم؟
ا/ت : حتما
*سدریک دستشو گذاشت پشت کمر ا/ت... *
*یهو بیلیز با شتاب به سدریک حمله کرد و یقشو گرفت *
بیلیز : تو به چه حقی به اموال من دست زدی؟
ا/ت : هی... بیلیز خواهش میکنم...
بیلیز : برو اونوررر ا/ت
سدریک : هی... من منظوری نداشتم... خواهش میکنم ولم کننن
*بیلیز سدریک رو ول کرد و ا/ت رو گرفت و برد توی خوابگاه*
ا/ت : بیلیز ببخشیدددد
بیلیز : ا/ت الان واقعا عصبانی ام...
ا/ت : ببخشید... حالا بگل؟
بیلیز : لوس نشو... بغلم کن...
وای خیلی خوب بوددددد:)))خودم هزار بار خوندمش😅
دیگ تموم شد☺
ببخشید من شناختی از بیلیز ندارم پس ببخشید اگه یه موقع شبیه خودش نشد...
*تو اونروز آزمون برای تیم کوییدیچ داشتی... یه پسره اونجا بود که خیلی بهت نیگا میکرد... پس رفتی سمتش و... *
ا/ت: ببخشید مشکلی پیش اومده؟
پسره : نه.. چرا؟
ا/ت : آخه.. خیلی دارین... بهم زل زدین
پسره : اها...آخه تا حالا همچین دختر خوشگلی ندیده بودم:)
ا/ت .. ممنون:)اسمت؟ من ا/ت:)
پسره : سدریک،
ا/ت : خوشبختم... سدریک
سدریک: میای بریم قهوه بخوریم؟
ا/ت : حتما
*سدریک دستشو گذاشت پشت کمر ا/ت... *
*یهو بیلیز با شتاب به سدریک حمله کرد و یقشو گرفت *
بیلیز : تو به چه حقی به اموال من دست زدی؟
ا/ت : هی... بیلیز خواهش میکنم...
بیلیز : برو اونوررر ا/ت
سدریک : هی... من منظوری نداشتم... خواهش میکنم ولم کننن
*بیلیز سدریک رو ول کرد و ا/ت رو گرفت و برد توی خوابگاه*
ا/ت : بیلیز ببخشیدددد
بیلیز : ا/ت الان واقعا عصبانی ام...
ا/ت : ببخشید... حالا بگل؟
بیلیز : لوس نشو... بغلم کن...
وای خیلی خوب بوددددد:)))خودم هزار بار خوندمش😅
دیگ تموم شد☺
- ۱۴.۳k
- ۲۶ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۱۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط