{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قصه ی عشق به گوش من دیوانه چه خوانی ؟

قصه ی عشق به گوش من دیوانه چه خوانی ؟
بس کن افسانه و خوابم کن و بگذار بمیرم.
گرچه عشق توسرابیست فریبنده و سوزان
دلخوش ای مه به سرابم کن و بگذار بمیرم.
زندگی تلخ تر از مرگ بود گرتونباشی
بعد از این مرده حسابم کن و بگذار بمیرم
پیرم و نیست دگر بیم زدلسردی مرگم
گرم رویای شبابم کن و بگذار بمیرم
خسته شد دیده ام از دیدن امواج حوادث
 کور چون چشم حبابم کن و بگذار بمیرم
تا به کی حلقه شوم سر به درخانه بکوبم
ازدر خویش جوابم کن و بگذار بمیرم

اشک گرمم که به نوک مژه ی شمع بلرزم
شعله شو یکسره آبم کن و بگذار بمیرم
دیدگاه ها (۲)

کجایی نازنین یارم ؟ ببینی حال بیمارم طبیبان یک به یک گفتن به...

ناز کردی با دلم گفتی غزل گویت شومساز ناکوکی نزن باید که پی ج...

. تمام تو فدای من تمام من فدای تو چه عشق عادلانه ای برای من ...

باور نکن تنهاییت را ، من در تو پنهانم تو در مناز من به من نز...

امشب از باده خــرابم کن و بگــذار بمیـرمغرق دریا شرابم کن و ...

امشب از باده خــرابم کن و بگــذار بمیـرمغرق دریا شرابم کن و ...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از مهر خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای محبت کن و بگذار ...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرمغرق دریای شرابم کن و بگذا...

امشب از باده خرابم کن و بگذار بمیرم غرق دریای شرابم کن و بگذ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط