{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه جان دلم

نه جان دلم
از من ساخته نیست
آخر چگونه باید باور کنم دیگر ندارمت؟
چگونه باید تصور کنم
خودم را
جهانم را
این زندگیم را بدون تو؟
آخر مگر میشود
احساس را از آدم گرفت؟
آخر مگر میشود
من در آسمان این شهر
نفس بکشم و تو در کنارمن نباشی؟
پس بیا و بار دگر مهربانی کن
تو سهم من بودی از این زندگی
خودت را از من دریغ مکن
من آدم بی تو ماندن نیستم
پس فکری به حال من بکن
این دلتنگی فقط
با حضور و در کنار تو پایان می یابد
پس بیا و درمان تمام ناخوشی هایم باش
جان دلم می شود
دوباره مهمان روزهای زندگیم شوی؟
نه بگذار کمی بهتر بگویم
می شود خواهش کنم
تو برگردی؟
دیدگاه ها (۲)

من و تو می دانیمزندگی گرچه گهی زیبا نیستیا که تلخ است و دگر ...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

کاری با دلم کردن😭 که دیگر برای هیچ کس.‌برای هیچ چیز اصرار نم...

#باران 🦋🫰🏼«بابای مهربانم… نمی‌دانم این نامه را کجا باید پست ...

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

من از ڪجا بايد مى‌دانستم چقدر بايد بڪَذرد تا باور ڪنمڪَاهى ي...

هنوز وقتی تویِ فکر می‌رم و می‌بینم که دیگه کنار من نیستی غمگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط