{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#باغ_گل_رز

#باغ_گل_رز
سانو مانجیرو
سانو مانجیرو میخواد فرشته اش رو به بیرون ببره
چون ا‌.ت ما از دست مانجیرو ناراحت بود و توی اتاق زندانی شده بود و حق نداشت از اتاق بیرون بیاد
برای همین مانجیرو هم تصمیم گرفته که معشوقش رو ببره به باغ که هوایی تازه کنه و کمی آزاد باشه بودن این که کسی اون رو اذیت کنه
به خدمتکار دستور داده اون رو آماده کنن
ا.ت با لباسی بنفش رنگ و کوتاه که تا بالای زانو اون بود میاد از اتاق بیرون
مایکی دست اون رو میگیره و اون رو به ماشین همراهی میکنه
در طول راه به ماشین رفتن*)
مایکی: ببخشید که باهات بد رفتاری کردم واقعا اون موقع عصبی بودم و دست خودم نبود میدونی خیلی بهت سخت گرفتم
ا‌.ت: اشکالی نداره میفهمم تو خیلی عصبی بودی و خیلی تلاش کردی خودت رو آروم باشی
ا.ت لبخندی شیرین به سانو میزنه
که دل هر کسی رو میبره
مانجیرو اون رو به داخل ماشین همراهی میکنه
و به سمت باغ میره
بعد از رسیدن به باغ*
سانو دست های معشوقش رو میگیره و اون رو به سمت باغ همراهی میکنه ،
وقتی دخترک به باغ رسید خیلی خوشحال بود چون گل رز گل مورد علاقه اونه و حالا اون داخل باغی از گل های مورد علاقشه
دخترک با خوشحالی داخل باغ میره
و این سانو رو خیلی خوشحال میکنه چون میتونه صدای خنده های معشوقش رو بشنوه بعد از چندین هفته
پایان
دیدگاه ها (۰)

بله بنده هنوز زندم درباره فیک ها باید بگم که تو روبیکا بیشت...

ران و ریندو

مایکی یاندره پارت۲

پارت ۱۳: عمو های من مافیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط