{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر بارانم و اشک بر گونه رقصان می‌رود

زیر بارانم و اشک بر گونه رقصان می‌رود
هق هق گریه چو باران سوی ناودان می‌رود

نوگلی بودم غزل خوان و فلک باغم ستاند
اینچنین است سرنوشت آنگه که باغبان می‌رود

عیب من عاقل بدید و طعنه بر عقلم زند
وا نهاده عقل و سر  بی عقل و نادان می‌رود

حالیا من هم زمانی عاقلی در خیل دانایان بُدم
دل گرفتار غم عشق است  و نالان می‌رود

دل من آسوده بود و مهر کس در دل نداشت
شعله ای در دل شد و نالان و سوزان می‌رود

عشق اعظم قلب من صد شرحه کرده با فراق
شرحه کرده قلب و لیک آرام و خندان می‌رود

آتشی دارم به جان کز عشق او شعله زند
ای خوش آن آتش که دودش سوی خوبان می‌رود

قصه من و فراقش قصه درد و دواست
اگر هم خدا بخواهد سوی درمان می‌رود
دیدگاه ها (۰)

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

عاشقانه تقدیم جانااا

گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود...

گاهی مسیر جاده به بن‌بست می‌رودگاهی تمام حادثه از دست می‌رود...

گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود...

پنبه آتش گرفته‌ای است‌قلب منکف مزن‌شعله‌ورش مکنباد را ببین‌چ...

گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود...

گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود...

گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رود...

بعضا ؛ مسیر جاده به بن بست می رود مواقعی ، تمام حادثه از دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط