{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو معنا کن بر ایم عشق و مستی

تو معنا کن بر ایم عشق و مستی
کلام واژه ی "شما " که هستی

در اول من برای تو ، تو بودم
ابتدای هر کلامی از تو بودم

ولیکن گشته ام اینک به شما
چرایش را نمی دانم بفرما

منم آن تو که روزی ماه بودم
برایت تاج سر چون شاه بودم

چه شد؟

گردیده آن عشقت به اندک
که سر وا می کنی مرا به سهلک

سرایم ، جاودانم ، ای بهارم
مکن من را جدا از خود نگارم

مروری کن به روزهای چو ماضی
شوی اینک به این ایام تو راضی
از کانال من در تلگرام بازدید بفرمائید*
https://t.me/monlightyy/AAAAADwlabGn5JpFx5ds8A
دیدگاه ها (۲۱)

جا نا دلِ بیمار ِ مرا جز تو دوا نیستهر چند که مهری به د...

ساده منم،باده منم،از همه جا رانده منماز نفس افتاده منم،خنده ...

در قلب غزل خنجر تاتار زدیهی طعنه بر این شعر گنهکار زدیدر باو...

چشمهایت به من آموخت قسم خوردن رابعد عاشق شدن و پای قسم مردن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط