فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟣
فیک { من کی هستم؟ } 𝗉.𝟣𝟣
ویو لونا :
یک میز انتخاب کردیم و نشستیم..
لونا : چقد رستوران قشنگه
یونگی : به قشنگیه تو نیست
لونا : اوه مرسی ( لبخند, خجالت)
یونگی : خجالت میکشی خوشگل تر میشی
لونا : ( لبخند )
فلش بک بعد غذا :
لونا : ازتون ممنونم اقای؟
یونگی : یونگی، مین یونگی
لونا : خوشبختم اقای یونگی
چند ثانیه تو چشمام زل زده بود.. منم متقابلا زل زده بودم بهش.. اون چشماش منو عاشق خودش کرده بود.. فاک اون داره چیکار میکنه؟
*یونگی در یه جعبه ی حلقه رو باز کرد و گذاشت رو میز*
یونگی : دوست دخترم شو
لونا : چ.. چی؟
یونگی : دوست دخترم شو
لونا : م.. من نمیفهمم
یونگی : دوباره بگم؟ میخوام دوست دخترم بشی، میدونم دوسم داری، از چشمات مشخصه، چشما همه چیز رو لو میدن
لونا : ا.. اگه چشمام همه چیز رو لو میدن فکر م.. میکنم جوابم رو بدونی
یونگی : اوه، زودتر از چیزی که فکر میکردم جواب مثبت دادی
*بعدش هم انگشتر رو برداشت و کرد تو انگشت حلقه ی لونا*
یونگی : به دستت خیلی میاد
لونا : ( لبخند )
یونگی : خب دوست دختر عزیزم، میخوای برسونمت خونتون؟
لونا : البته دوست پسر عزیزم
فلش بک نیم ساعت بعد :
ا/ت : چیی؟ ( داد )
لونا : هیس اروم
ا/ت : هنوز بیشتر از دو بار همو ندیدین رل زدین؟ اونم با رفیقِ داداشِ من؟ ( داد )
لونا : ( خنده ) اره
ا/ت : دوسش داری؟ ( اروم )
لونا : اره ( خجالت )
ا/ت : اخ من فدات بشم لونا، خیلی خب دیگه برو اتاقت بگیر بخواب
لونا : باشه شبت بخیر ( لبخند )
ا/ت : شب توهم بخیر ( لبخند )
ویو ا/ت :
باورم نمیشه.. کسی که به عشق اعتقاد نداشت و به زوج های دیگه میخندید الان خودش عاشق شده.. عشق چه بلایی سر ادم میاره.. ( خنده )
اره درسته من حافظمو از دست دادم.. ولی تو این مدت کم هم فهمیدم لونا دختری نیست که به این راحتیا عاشق بشه ولی.. عاشق شد..
خب خب منتظر پارت بعد باشید✨
حمایت؟
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_تهیونگ #بنگتن
ویو لونا :
یک میز انتخاب کردیم و نشستیم..
لونا : چقد رستوران قشنگه
یونگی : به قشنگیه تو نیست
لونا : اوه مرسی ( لبخند, خجالت)
یونگی : خجالت میکشی خوشگل تر میشی
لونا : ( لبخند )
فلش بک بعد غذا :
لونا : ازتون ممنونم اقای؟
یونگی : یونگی، مین یونگی
لونا : خوشبختم اقای یونگی
چند ثانیه تو چشمام زل زده بود.. منم متقابلا زل زده بودم بهش.. اون چشماش منو عاشق خودش کرده بود.. فاک اون داره چیکار میکنه؟
*یونگی در یه جعبه ی حلقه رو باز کرد و گذاشت رو میز*
یونگی : دوست دخترم شو
لونا : چ.. چی؟
یونگی : دوست دخترم شو
لونا : م.. من نمیفهمم
یونگی : دوباره بگم؟ میخوام دوست دخترم بشی، میدونم دوسم داری، از چشمات مشخصه، چشما همه چیز رو لو میدن
لونا : ا.. اگه چشمام همه چیز رو لو میدن فکر م.. میکنم جوابم رو بدونی
یونگی : اوه، زودتر از چیزی که فکر میکردم جواب مثبت دادی
*بعدش هم انگشتر رو برداشت و کرد تو انگشت حلقه ی لونا*
یونگی : به دستت خیلی میاد
لونا : ( لبخند )
یونگی : خب دوست دختر عزیزم، میخوای برسونمت خونتون؟
لونا : البته دوست پسر عزیزم
فلش بک نیم ساعت بعد :
ا/ت : چیی؟ ( داد )
لونا : هیس اروم
ا/ت : هنوز بیشتر از دو بار همو ندیدین رل زدین؟ اونم با رفیقِ داداشِ من؟ ( داد )
لونا : ( خنده ) اره
ا/ت : دوسش داری؟ ( اروم )
لونا : اره ( خجالت )
ا/ت : اخ من فدات بشم لونا، خیلی خب دیگه برو اتاقت بگیر بخواب
لونا : باشه شبت بخیر ( لبخند )
ا/ت : شب توهم بخیر ( لبخند )
ویو ا/ت :
باورم نمیشه.. کسی که به عشق اعتقاد نداشت و به زوج های دیگه میخندید الان خودش عاشق شده.. عشق چه بلایی سر ادم میاره.. ( خنده )
اره درسته من حافظمو از دست دادم.. ولی تو این مدت کم هم فهمیدم لونا دختری نیست که به این راحتیا عاشق بشه ولی.. عاشق شد..
خب خب منتظر پارت بعد باشید✨
حمایت؟
#جونگکوک #کوک #جیمین #نامجون #تهیونگ #وی #جین #شوگا #یونگی #جیهوپ #فیک_بی تی_اس #بی_تی_اس #یونمین #تهکوک #نامجین #فیک_تهیونگ #بنگتن
- ۶۳۹
- ۱۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط