{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پنهانم کن

پنهانم کن
در خوابهایت
بگذار با زبان ملحفه ها
با تو حرف بزنم
و صدا در ما
غریزه ای باشد که سرکوب می شود
_مثل سالهای برف و پنجره
که زمستانهای زیادی را
در حسرت بارش دستهات
به پنجرگی گذراندم_
پیدایم کن
چون رویایی بی انتها
_غافل از اینکه
این دریچه های بسته
به سپیده دم ختم می شود_
سپس در رفتار بالشتی
سرم را به سینه ات بگیر
و در نرمی بازوانت
پنهانم کن.
دیدگاه ها (۱)

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

چمن مصنوعی

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

فقط حرف رهبر

تا وقتی گروهبان قندلی که تیم ملی رورنگی کرده باشه تیم ملی نت...

⚫️فردا پنج شنبه یازدهمین سالگرد درگذشت زنده‌یاد کاپیتان هادی...

♨️ناکامی تروریست‌ها در حمله به ایست و بازرسی راسک🔹معاون امنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط