من می دانم
من می دانم
که جرا
اسب حیوان نجیبیست
و چرا
در قفس هیچکسی کرکس نیست
از همان اول من
جوری غریب میدیدم
خارج از قاعده ی شستن چشم
من که از باز ترین زوایه می تابیدم
و به این تنهایی
بر سکوت باریدم
حرفی از قصه ی عشق
نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به کسی
خیره نبود
هرکه منظوری داشت
دل آدم از عشق
دیده ی کوری داشت
قصه ی عاشق و معشوق
در عشق
وصف رنجوری داشت
عشق یک بازی بود
قصه پردازی بود
#شهزاد
که جرا
اسب حیوان نجیبیست
و چرا
در قفس هیچکسی کرکس نیست
از همان اول من
جوری غریب میدیدم
خارج از قاعده ی شستن چشم
من که از باز ترین زوایه می تابیدم
و به این تنهایی
بر سکوت باریدم
حرفی از قصه ی عشق
نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به کسی
خیره نبود
هرکه منظوری داشت
دل آدم از عشق
دیده ی کوری داشت
قصه ی عاشق و معشوق
در عشق
وصف رنجوری داشت
عشق یک بازی بود
قصه پردازی بود
#شهزاد
- ۶۲۷
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط