در حسرت داشتنت
در حسرت داشتنت
در طلوع سپیده دم گریه ام گرفت
آن وقت که تَره ای از موی تو را دیدم
گفتم خدا یا:
آخر چرا مرغ عشق خانه اش به دنیا نیامدم؟
در طلوع سپیده دم گریه ام گرفت
آن وقت که تَره ای از موی تو را دیدم
گفتم خدا یا:
آخر چرا مرغ عشق خانه اش به دنیا نیامدم؟
- ۵۹۸
- ۳۰ مرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط