{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حسرت داشتنت

در حسرت داشتنت
در طلوع سپیده دم گریه ام گرفت
آن وقت که تَره ای از موی تو را دیدم
گفتم خدا یا:
آخر چرا مرغ عشق خانه اش به دنیا نیامدم؟
دیدگاه ها (۱)

تارهایم آشفته اند هر دمبازدم دستانت کوُچمدانم اماده رفتن ا...

دوست دارم از اینجا تا...چه فرقی میکنه اصلاًتو که با خوندن دو...

به خاطر لبخند تو بود که من عکاس شدم ...باز هم بخند می خواهم ...

نبودن هایت را امروز به دست فراموشی باید دادبا عشقبا انگیزه ت...

ای معنی دمیدن خورشید در غبار

از عشق تو بیزارم

یه روزعالی درکنارعزیزان با شیرین ترین میوه بهشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط