{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هر گره زلف او شبم هزار شد

در هر گره زلف او شبم هزار شد

یکشب را که گفت که هزار نشد؟!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

مثل آن شانس که یکبار می‌زند در را در خواب بودم، که نازنین آم...

من آه می‌کشم که به طوفان کشانی اماما تو قطره قطره چو سیلاب م...

آتش زده‌ام دفتر و دیوان و غزل راباشد به غلط وعده دیدار نگویی...

چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاداز چشم پری به چشم من چشم افتا...

خواستم با غزلم این گِره را باز کنمگِره ام کور غزل با دل ما ر...

روزم به غم و شبم به شب میگذرداین عمر عزیز من عجب میگذرداز بس...

هَـــرکَس‌دَستَش‌ ࢪا به ِدآمـٰان‌ عَلی‌ گِره زَد، گُم نَشُد....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط