{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در هر گره زلف او شبم هزار شد

در هر گره زلف او شبم هزار شد

یکشب را که گفت که هزار نشد؟!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

مثل آن شانس که یکبار می‌زند در را در خواب بودم، که نازنین آم...

من آه می‌کشم که به طوفان کشانی اماما تو قطره قطره چو سیلاب م...

آتش زده‌ام دفتر و دیوان و غزل راباشد به غلط وعده دیدار نگویی...

چشمم چو به چشم آن پری چشم افتاداز چشم پری به چشم من چشم افتا...

آئینه ام این بود که بر ناز نگاهتجوشم به تب چشمهء دم ساز نارت...

✨دارم از زلف تو اسباب پریشانی جمعای سر زلف تو مجموع پریشانی‌...

مرد تنهای شبم 🚬

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط