{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حال مرا نپرس

حال مرا نپرس
امشب شب‌ترین شب‌های من است
در میانه عبور از پل تکثیر شده چشمانت
به محال پر می‌کشم
واقعیت خودش را به خیال تو می‌بازد
و در تو محو و محوتر می‌شود

و حالا اینجا در خیالم همه چیز جور دیگری‌ست
حتی شب آن‌قدرها هم شب نیست...

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۰)

چون شب که در سینه‌اش تنها به یک ماه می‌نازددر سایه مهتاب،بی‌...

"غبار خاطرات"#تو_همان غم فنجانِ فراموش شدهٔ جهیزیه مادربزرگ ...

و انگار آن لحظهٔ ديدارت موذن‌زاده ‌در گوشم‌ مى‌خواند"حَىِّ ع...

کی می‌رسد رستاخیز داغ لب‌هایتتا پوست تنم را در میان بغلگاه ب...

اخرین امتحان برگزار و ترم تمام شد باید به خانه میرفتم موقع ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط